تبليغاتX
همــــــــــــــــــــدم تنــــــهایی من


هرچه می خواهد دل تنگت بگو 
به همدم تنهایی من خوش آمدید.نظر یادتون نره
خلاقیت

 

چرا کلیدهای یک دستگاه تایپ و کامپیوتر به این شیوه عجیب چیده شده است ؟ به این نوع صفحه کلید ، (( کورتی )) QWERTY   گفته می شود . چون ترتیب حروف در نخستین ردیف کلیدها همین است . نخستین دستگاه در سال 1873 توسط (( کریستوفرشولز )) اختراع شد تا به خوشنویسی پیشرفت ببخشد . اما مشکلی وجود داشت : اگر کسی بسیار تند تایپ می کرد کلیدها به هم می چسبیدند و دستگاه را از کار می انداختند . سپس شولز صفحه کورتی را طراحی کرد . صفحه کلیدی که تایپیست را مجبور میکرد آهسته تر تایپ کند .

و چنین شد که (( مینگتون )) از صفحه کلید کورتی در نخستین ماشینهای تایپ خود استفاده کرد . . این بدین معنا بود که افراد بیشتری مجبور بودند این نظام ویژه را بیاموزند و سرانجام به تنها نمونه موجود تبدیل شد . صفحات کلید ماشینهای تایپ خود کامپیوترها چنین طراحی شده بودند که مردم آهسته تر تایپ کنند نه تندتر . اگر جای حروف عوض می شدند هیچ کس حاضر نمیشد محصول را بخرد .

نتیجه : دوعده هیچگاه موفق نمی شوند : گروه اول کسانی اند که نمی توانند آنچه را برعهده می گیرند بطور کامل و دقیق انجام دهند و گروهی که فقط همان کاری را به آنها گفته شده است انجام می دهند . برای موفقیت نباید به راههای  موجود بسنده کرد .در نظر داشته باشید که همیشه راه های بهتری نیز وجود دارد که هنوز کشف نشده است . آنچه اکنون در دسترس است لزوما" بهترین نیست . این طرز تفکر منشا" تمام فعالیتها و تلاشهای مبتکرین بزرگ بوده است . آنها همیشه سعی کرده اند با کشف راهی جدید روشهای بسیار بهتری از آنچه موجود بوده پیدا کنند .

                                                

اما روند کشف همیشه به معنای یافتن پدیده های جدید نیست بلکه در بیشتر موارد داشتن دیدی تازه نسبت به امور و اشیاء ساده و تکراری است که پیرامونمان همیشه وجود داشته اند . (( مارسل پروست )) چه زیبا گفته : سفر کشف حقایق عبارت است از اینکه در جستجوی مکانهای تازه نباشید بلکه دیدگانی تازه داشته باشید .

از طرف دیگر خلاقیت مستلزم اعتماد به نفس و شجاعت است . چرا که خلاقیت یعنی گام زدن در سرزمین های جدید ، حوزه هایی که تابحال کسی وارد آن نشده است ، روبرو شدن با رویدادهایی که تا بحال اتفاق نیفتاده . شما چیزی را می بینید که تا به حال کسی ندیده ، مطلبی را می گویید که تا بحال کسی نگفته و این احتیاج به شجاعت دارد . لازم است که خود را باور داشته باشید : افکار بزرگ از ذهن مخترعان و ابداکنندگان تراوش می کند چرا که این عده مستقل از عقاید دیگران می اندیشند و عمل میکنند و هرگز پند دیگران برگفتار و اعمالشان اثری ندارد . اگر شما بخواهید همه از شما راضی باشند چیز تازه ای برای عرضه کردن نخواهید داشت .

دیوانگی ادامه دادن همان رفتار همیشگی و انتظار داشتن نتیجه متفاوت است .

     |   نویسنده : فرشاد   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

عبرت گرفتن از دنیا

کجایند خوبان و صالحان شما؟کجایند آزاد مردان و سخاوتمندان شما؟کجایند پرهیزگاران در کسب و کار؟ کجایند پاکیزگان در راه و رسم مسلمانی؟ آیا جز این است که همگی رخت بستند و رفتند؟ و از این جهان پست و گذران و تیره کننده عیش و شادمانی گذشتند؟مگر نه این است که شما وارث آنها بر جای آنان تکیه زدید، و در میان چیزهای بی ارزش قرار دارید که لب های انسان به نکوهش آن می جنبد؟تا قدر آنها را کوچک شمرده و برای همیشه یادشان فراموش گردد. پس در این نگرانیها باید گفت:«انا لله و انا الیه راجعون».

فساد آشکار شد،نه کسی باقی مانده که کار زشت را دگرگون کند، و یا از نافرمانی و معصیت باز دارد،شما با چنین وضعی میخواهید در خانه قدس الهی و جوار رحمت پروردگاری قرار گیرید؟و عزیزترین دوستش باشید؟

هرگز!خدا را نسبت به بهشت جاویدانش نمیتوان فریفت،و جز با عبادت،رضایت او را نمیتوان به دست آورد،نفرین بر آنان که امر به معروف می کنند و خود ترک می نمایند، و نهی از منکر دارند و خود مرتکب آن می شوند.

نهج البلاغه حضرت علی (ع) قسمتی از خطبه ۱۲۹

     |   نویسنده : فرشاد   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

استفاده از فرصتها

 

در چین داستانی بسیار قدیمی مربوط به مردی وجود دارد که شبی فرشته ای به دیدنش می رود و به او می گوید که بزودی امکانات و موقعیتهای جالب و بی شماری درزندگیش پدید خواهد آمد . به او امکان داده خواهد شد ثروتهای هنگفتی دریافت کند ، موقعیتهای اجتماعی و بسیار محترمانه ای در جامعه پیدا کند و با زنی بسیار زیبا و خوب پیمان زناشویی ببندد و این مرد در تمام طول زندگی خود در انتظار بروز این معجزات نشست اما هیچ اتفاقی نیفتاد و او در نهایت تنهایی و انزوا جان سپرد در حالی که به پیرمرد فقیر و تهیدست مبدل شده بود . هنگامی که به دروازه های بهشت رسید ، همان فرشته ای را مشاهده کرد که سالها پیش به دیدنش آمده بود . مرد زبان به شکایت گشود و گفت : تو ثروتهای هنگفتی به من وعده کردی ، موقعیتهای اجتماعی بسیار باشکوه و محترمانه ای برایم پیش بینی نمودی و گفتی همسر زیبایی نصیبم می شود اما من تمام عمرم منتظر ماندم بدون آنکه هیچ اتفاقی بیفتند . فرشته پاسخ داد : من هرگز چنین وعده هایی به تو ندادم . من موقعیتهایی برای دستیابی به ثروت و موقعیت بالای اجتماعی و نیز یافتن همسری زیبا به تو وعده دادم . اما متاسفانه تو گذاشتی این موقعیت ها یک به یک از کنارت بگذرند و از بین بروند .

مرد بینوا کاملا" سردرگم شده بود . (( منظور تو را نمی فهمم )) فرشته گفت : آیا به خاطر داری در برهه ای از زمان به فکر تجارت افتادی اما از آنجا که از شکست بیم داشتی سعی نکردی تلاش برای آن کارانجام دهی ؟ پیرمرد سرش را به علامت یادآوری آن خاطره جنباند . فرشته گفت : (( از آنجا که تو نخواستی آن برنامه تجاری را به مرحله اجرا درآوری همان فکر چند سال بعد به فکر مرد دیگری منتقل شد اما آن مرد برخلاف تو اجازه نداد با هیچ فکر و اندیشه ای به وحشت بیفتد و یقینا" تو نیز به یاد داری که او پس از مدتی کوتاه به یکی از مردان ثروتمند این سرزمین مبدل شد . )) فرشته پس از سکوتی کوتاه ادامه داد همچنین حتما زمانی را بیاد داری که زمین لرزه ای بسیار شدید شهر تو را به لرزه افکند و تمام ساختمانهای بزرگ را نابود کرد و هزاران نفر را در میان آوار محبوس و گرفتار کرد . تو از این امکان برخوردار بودی که بتوانی به کمک آنها بروی و بازماندگان این فاجعه را نجات ببخشی . اما به وحشت افتادی که نکند در هنگام غیبتت از خانه غارتگران به ملکت حمله کنند و تمام وسایل و مایملک تو را به تاراج ببرند . بنابراین درخواست های کمک را نادیه گرفتی و ترجیح دادی در خانه ات بمانی تا مبادا دزدی به آنجا بیاید .... مرد سرش رابه علامت یادآوری آن خاطره جنباند و به یاد شرمندگی و خجلتی که در آن دوران احساس کرده بود افتاد . فرشته گفت : (( آن واقعه بزرگترین موقعیت برای نجات بخشیدن جان صدها نفر انسان بدبخت بود . چنانچه این کار را به انجام رسانده بودی و به وسیله تمام بازماندگان و نجات یافته گان آن شهر مورد تقدیر و تجلیل و افتخار قرار می گرفتی . در ضمن آیا به یاد داری زنی بسیار زیبا و سرخ مو در برهه ای زمان در زندگی تو ظاهر شد ؟ زنی که تو بی اندازه نسبت به او جلب شده بودی . در آن زمان در زندگی با خود اندیشیدی که آن زن هرگز حاضر نخواهد شد با تو ازدواج کند . و از ترس آنکه پاسخ منفی بشنوی از کنار او گذشتی و هرگز راز قلبت را با او در میان ننهادی . مرد دوباره سرش را به علامت مثبت جنباند . اما اکنون قطرات اشکی از گونه هایش جاری شد . فرشته گفت : بله دوست من ... او می توانست همسر تو شود و از طریق او تو می توانستی صاحب فرزندان بسیار زیبا و خوش سیمایی شوی و درزندگی زناشویی از سعادت و خوشبختی پایدار بهره مند گردی ....

نتیجه : فرصت نیز مانند اکسیژن هوا به فراوانی در دسترس همه است . عقیده اشتباه این است که : (( بخت فقط یکبار در خانه را می زند ))اما باید دریابیم آنچه با ما تصادف کرده است فرصت بوده نه اتوبوس .

(( جان راجر ))

دو جاده در جنگلی از هم جدا شدند و من

جاده ای را که کم گذر بود برگزیدم و تمام

تفاوتها ناشی از این انتخاب بود .  

                                        ((رابرت فراست ))

     |   نویسنده : فرشاد   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

خلیج همیشه فارس

با سلام خدمت همه ی دوستان خوبم که همیشه به من لطف داشتند و دارند.متاسفانه قدری کم کار شدم و بی حوصله که این خیلی بد است و سعی میکنم زود تر به روز کنم راستش دنبال مطالب مفید بودم که چیزی به ذهنم نرسید ولی حتما به روزهای سابق بر میگردم یک علتش هم درس های دانشگاه است.خلاصه من رو ببخشید و امیدوارم همچنان من رو دوست خود بدانید.

مطلبی که امروزه در سایت ها و بعضاْ اس ام اس هایی که به گوشی ها داده میشود به وفور به چشم میخورد بازهم مسئله خلیج فارس است که این بار سایت گوگل انگشت روی این خلیج گذاشته است و آن را خلیج عربی نامیده است.که همه شما در جریان هستیدُو قرار شده اگر یک میلیون نفر به این کار اعتراض کنند این اسم به خلیج فارس بر گردد.امروز که من اعتراض کردم مجموع اعتراض ها به (۳۴۶۷۷۵ )اعتراض رسیده که این خیلی کم است.و تصمیم گرفتم تا از این طریق اگر کسی اطلاعی از این امر ندارد در جریان قرار بگیرد و اعتراض خود را نشان دهد.چون این دیگر امری ملی است و مسئله خاک مملکت است.

برای اعتراض به سایت زیر مراجعه کنید:

اعتراض به سایت گوگل درباره خلیج فارس

     |   نویسنده : فرشاد   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

از اشتباهات درس بگیریم

داستان معروفی از تام واتسون بنیانگذار شرکت (( آی بی ام )) نقل میکنند که یکی از کارکنانش اشتباه بزرگی مرتکب شد و مبلغ ده میلیون دلار به شرکت ضرر زد . این کارمند به دفتر واتسون احضار شد و پس از ورود گفت : (( تصور میکنم که باید از شرکت استعفا بدهم .)) تام واتسون گفت : شوخی میکنید ما همین الان مبلغ ده میلیون دلار بابت آموزش شما پول دادیم .))

فاجعه ای در کار نیست تنها چیزی که وجود دارد

(( گریز ناپذیر )) است ... هر چیزی دلیل وجودی

خود را دارد و این تو هستی که باید بین آنچه (( گذرا ))

و آنچه (( پایدار )) است تمیز و تشخیص دهی...

چه چیز گذرا است ؟

گریز ناپایدار

و چه چیز پایدار است ؟

درسهایی که از (( گریز ناپذیر )) می آموزیم .

 

ما اشتباه نمی کنیم صرفا" می آموزیم

                                                         (( ویلسون شف ))

     |   نویسنده : فرشاد   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

مژده ی وصل

 مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد/هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد

برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز/که سلیمان گل از باد هوا باز آمد

 لحظه تحويل سال به وقت ایران : پنجشنبه 1 فروردین 1387، ساعت 09:18:19 صبح

تا آغاز سال 1387 خورشیدی 01 روز و 18 ساعت و 14 دقیقه و 26 ثانیه زمان مانده است

 نو بهارست در آن کوش که خوشدل باشی/ که بسی گل بدهد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که بشین و چه بنوش/که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

چنگ در پرده همین میدهدت پندولی/وعظت آنگه کند سود که قابل باشی

در چمن هر ورقی دفتر، حالی دگر است/حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

نقد عمرت ببرد غصه ی دنیا به گزاف/گر شب و روز درین قصه ی مشکل باشی

گر چه راهیست  پر از بیم ز ما تا بر دوست/ رفتن آسان بود اَر واقفِ منزل باشی

حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد/صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

سایه ی حق، سلام عشق ، سعادت روح ، سلامت تن ، سر مستی بهار ، سکوت دعا ، سرور جوانه ، این است هفت سین آریایی....

 

 

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت

                                                   بادت اندر هر دو گیتی بر قرار و بر دوام

سال خُرم،فال نیکو، مال وافر،حال خوش

                                                اصل ثابت،نسل باقی، بخت عالی، تخت رام

 

 

 

نازنینم، نازنینم چه دعا بهتر از این:

خنده ات از ته دل

گریه ات از سر شوق

نبود هیچ غروبت غمگین

  

     |   نویسنده : فرشاد   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

آهنگری و عشق

                                  

آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا" به خدا عشق می ورزید . روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید : (( تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی ؟ ))

آهنگر سر به زیر آورد و گفت : ((وقتی که می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار میدهم . سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید . اگر به صورت دلخواهم در آمد می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود اگر نه آن را کنار می گذارم . همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا ! مرا در کوره های رنج قرار ده اما کنار نگذار! ))

 

فرق اساسی بین هر فرد عادی و انسانی مبارز اینست که فرد مبارزه را  پدیده ای مبارز طلبی می انگارد ، حال آنکه انسان عادی پدیده ها را به چشم نعمت یا مصیبت می نگرد .

                                                                                    (( دون خوان ))

فقط در ناملایمات است که فضایل انسان به اوج

خود می رسد . در غیاب باد یک توده پنبه مانند یک

 قله کوه استوار است .

                             (( مثل هندی ))

 

 

سلام به همه دوستانم.از همه عذر میخواهم اگر چند روزی فعال نبودم و به وبلاگ هاتون سر نزدم درگیر دانشگاه بودم.خلاصه ببخشید امیدوارم از مطلب جدید استفاده کنیم...

     |   نویسنده : فرشاد   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

شهادت اول مظلومان تاریخ تسلیت باد

یا رسول الله(ص)

سلام بر تو ای ام ابیّها.تو مادر پدر بودی و اکنون درعزای او در سوگ نشسته ای.شاید این طور بگویم درست تر باشد که هر روز در غم مظلومیت پدرت در سوگ می نشینی.مگر پدرت چه می گفت؟ مگر دین او چه بود؟باز حرفم را عوض میکنم و اینگونه میگویم که مگر پدر تو چه میگوید؟ مگر دین او چیست؟مگر سخن او و کتاب او، خلاف حق و بشریت و عدالت است؟مگر گفته ی او سخن و فرموده ی پروردگار عالم نیست؟ خوانده ام که روزگاری هرگاه پدرت به منزل می آمد تو شاهد سر شکسته ی او بودی.روزی بر سرش کثافات حیوان و خاکستر می ریختند و روزی سنگ بر پیشانی او میزدند و تو مانند مادری و مثل پروانه ای دور شمع وجودی او می گشتی و زخم او را می بستی.چه روزهایی که پدر را در آغوش گرفته و گریستی.امان از جاهلیت! سنگ بر سر رسول خدا زدند، حرمت کسی را شکستند که به عرش الهی رفته بود و دل کسی را شکستند که صندوق اسرار الهی بود و کسی را کشتند که دیگر مثل او آفریده نشد. و حال نیز هم...

ای ام ابیها می بینی که انسانیت همچنان مثل 1400 سال پیش جای خود را به حیوانیت داده و جهل دنیا را فرا گرفته است.امروز بشریت مدرن پدر تو را مانع پیشرفت می داند و دین پدر تو را جز خرافه پرستی چیزی نمی پندارد.امروز مانعی بزرگ به نام اسلام خواب را از چشمان انسانیت مدرن گرفته است.امروز طرفداران پدر تو و طرفداران اسلام را خرافه پرستانی میدانند که مانع آزادی بشریت هستند و به آنها لقب تروریست می دهند.

ای ام ابیها تو میدانی چرا؟؟؟ امروز تعریف بشریت از دین عوض شده است.میخواهی دین را برایت تعریف کنم؟دین سنتی بوده است در قدیم که اکنون در موزه ها از آن یاد می کنند و حرف بشریت مدرن این است که باید ظالم بر مظلوم غلبه کند.باید ظالم زن و کودک را در کشور خودش به خاک و خون بکشد.شاید این صحنه ها برایت آشنا باشد.آری این صحنه ها را در کربلا دیده ای.آری این روزها 6 ماهه های زیادی چشم از دنیا فرو می بندند و خونین میشوند.آری امروز قانون، قانون جنگل است. راز،راز بقاست،باید قوی بر ضعیف پیروز شود ولی دین پدر تو عکس این را میگوید.

آری در حالی به عزای پدرت محمد مصطفی (ص) نزدیک میشویم که باز هم شاهد حیوان صفتی انسان نماها هستیم، بازهم در دانمارک پدرت را به سخره گرفته اند.اگر آن روز شاهد بی حرمتی های انسان نماها به پدرت بودی امروز شاهد کاریکاتورهای انسان نماهای دانمارکی باش.. پدرت همچنان مظلوم است.میدانم  منشا این کارها کجاست.اگر آن روز آن دومی سگ صفت(لعنت الله علیه)وقتی پدرت در بستر تقاضای قلم وکاغذ میکرد تا وصیت کند را به سخره نمیگرفت و نمیگفت پیغمبر در بستر بیماری هذیان میگوید امروز کسی جرئت این اهانت ها را نداشت.

آه،آه،آه...ای ام ابیها امروز دوباره سینه مجروح تو را آزردند،کدام دختر تحمل این را دارد که به پدرش اهانت کنند؟ولی روزی خواهد آمد که پسرت انتقام تو و پدرت را میگیرد.ان شاءالله...

به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانیش همیشگی

هنگامی که یاری خدا و [آن] پیروزی فرا رسد(1)و مردم را می بینی که گروه گروه در دین خدا در آیند(2)پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی و از او آمرزش بخواه که او همواره توبه پذیر است(3) «سوره نصر»

یا امام حسن مجتبی(ع) 

بقیع بعد از تخریب به دست وهابیون کثیف(لعنت الله علیهم)

 در این شبها که   به اسمان  مینگریم گویی بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند  تویی  که در وانفسای  این دنیا از همه غریبتر بوده ای. تویی که با سکوتت عشق  را به اتش کشیدی وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی . در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.و در یادمان  اینگونه نگاشتی :هر که عاشقتر، دلش آشفته تر

برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد . هر گاه که تن سپردم به گوش دادن تمام زمزمه های دل خسته ام ،نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .نامی که هرگز نتوانستم نامی در کنار ان بگنجانم .
بی گمان که خاک تن من جز با غبار بقیع اغشته نشده و دربدو تولدم بی شک به جای اذان، روضه  تو را در گوشم خوانده اند که اینگونه خود را شیدای تو میبینم  .
مرا چه باکی است از اتش دوزخ که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟.

یا علی ابن موسی الرضا(ع)

ای آستان قدس تو تنها پنهاه من

بر خاک باد پیش تو روی سیاه من

می‏آید از درون ضریحت شمیم عشق

پیچیده در فضای حرم سوز و آه من

چشمم به چلچراغ حریم تو روشن است

ای چلچراغ چشم تو خورشید راه من

گلدسته‏ات منادی صوت اذان عشق

مأنوس با غروب و زوال و پگاه من

مهر از فروغ گنبد پاکت گرفته وام

شمس الشموس هستی و نامت گواه من

هر صبحدم به شوق تو بیدار می‏شوم

کافتد به بارگاه تو لختی نگاه من

ای غربت مجسّم تاریخ ای امام

ای خاک پای مرقد تو بوسه گاه من

شهادت رسول الله (ص)و امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا(ع) را به همه دوستداران حضرتش تسلیت میگویم
وعجب محرم و صفر عجیب و دردناک است که با مظلومیت شروع میشود و با مظلومیت تمام...
 
 

     |   نویسنده : فرشاد   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

آرزو!!!!!!!!!!

 

 

اول ازهمه برايت آرزو مى‌کنم که عاشق شوى

 

و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد

 

و اگر اينگونه نيست، تنهاييت کوتاه باشد

 

و پس از تنهاييت، نفرت از کسى نيابى

 

آرزومندم که اينگونه پيش نيايد

 

اما اگر پيش آمد، بدانى چگونه به دور از نااميدى زندگى کنى

 

برايت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشي

 

از جمله دوستان بد و ناپايدار

 

برخى نادوست و برخى دوستدار

 

که دست کم يکى در ميانشان بى‌ترديد مورد اعتمادت باشند

 

و چون زندگى بدين گونه است

 

برايت آروزمندم که دشمن نيز داشته باشى

 

نه کم و نه زياد ...... درست به اندازه

     |   نویسنده : فرشاد   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

اربعین حسینی(ع)

 

اسلام علیک یا رحمة الله الواسعه ، اسلام علیک یا مَن اسمُهُ دواءٌ و ذکرهُ شفاءٌ،اسلام علیک یا غیاث المستغیثین

درختان را دوست دارم

که به احترام تو قیام کردند

و آب را که مهر مادر توست،

خون تو شرف را سرخگون کرده است؛

شفق، آینه دار نجابتت و فلق محرابی که تو در آن نماز صبح شهادت گزارده ای

در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است، هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم

در حضیض هم می توان عزیز بود

از گودال بپرس!

شمشیری که بر گلوی تو آمد هرچیز و همه چیز را در کائنات به دو پاره کرد:

هرچه در سوی تو حسینی شد و دیگر سو، یزیدی

اینک ماییم و سنگ ها،ماییم و آبها،درختان،کوهساران،جویباران،بیشه زاران!

برخی یزیدی وگرنه حسینی اند

خونی که از گلوی تو تراوید همه چیز و هرچیز را در کائنات به 2 پاره کرد و رنگ!

اینک هرچیز:یا سرخ است یا حسینی نیست!

آه،ای مرگِ تو معیار

مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت و آن را بی قدر کرد که مردنی چنان، غبطه ی بزرگ زندگانی شد!

خونت یا خون بهایت حقیقت در یک تراز ایستاد و عزمت،ضامن دوام جهان شد که جهان با دروغ می پاشد

و خون تو،امضای «راستی» است

خون تو بر کلمه فزون است

خون تو در بستری از آنسوی کلام

فراسوی تاریخ

بیرون از راستای زمان میگذرد

خون تو در متن خدا جاری است

یا ذبیح الله

تو اسماعیل گزیده ی خدایی

و رویای به حقیقت پیوسته ابراهیم

کربلا میقات توست

محرم میعاد عشق و تو نخستین کسی که ایام حج را به چهل روز کشاندی و ﺃتمَمناها بِعَشر

آه،

در حسرت فهم این نکته خواهم سوخت

که حج نیمه تمام را در استلام حجر وانهادی

و در کربلا با بوسه بر خنجر،تمام کردی

آه ای سبز!

ای سبز سرخ!

ای شریف تراز پاکی!

نجیب تر از هر خاکی!

ای شیرین سخت

ای سخت شیرین!

بازوی حدید!

شاهین میزان!

مفهوم کتاب،معنای قرآن!

نگاهت سلسله تفاسیر؛

گام هایت وزنه ی خاک و پشتوانه افلاک

کجای خدا در تو جاری ست کز لبانت آیه می تراود

عجبا!

عجبا از تو، عجبا!

حیرانی مرا با تو پایانی نیست

چگونه با انگشتانه ای از کلمات اقیانوسی را میتوان پیمانه کرد؛

تو کلاس فشرده تاریخی

کربلای تو،مصاف نیست

منظومه بزرگ هستی است،

طواف است

پایان سخن

پایان من است

تو انتها نداری...

 

اربعین حسینی(ع) را به همه دوستداران حضرتش تسلیت میگویم...

     |   نویسنده : فرشاد   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   



همــــــــــــــــــــدم تنــــــهایی من

اینگونه زندگی کنیم:ساده اما زیبا،مصمم امابی خیال،متواضع اما سربلند،مهربان اما جدی،سبز اما بی ریا،عاشق اما عاقل
آرشیو مطالب هفته سوم تیر 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
آرشیو موضوعی وهابیت(2)
لینک رفقا در کوچه باغهای بیابان(حمید)
تنهایی من(نسیم)
دلها به یاد خدا آرام میگیرد
اراده آهنین(وبلاگ آزاد دانشجویان علوم سیاسی)
اللهم عجل لولیک الفرج(مجید)
صـبح خورشیـد(رضا)
فصلی ماندگار(سهیل و صابر و علی)
دیوونه خونه(نیما)
من اینجا بس دلم تنگ است(باران)
پرستوی مهاجر(مهدی)
بانوی شرقی
چشمها را باید شست
کشکول جوان
اگه هیچ کس نیست خدا که هست
نگاه تازه
حرف های شاید تکان دهنده
ما این روزها حالمان خوب نیست
من خسته ترین واژه ملموس غروبم
آرزوی پرواز
زندگی رسم خوشایندی نیست...!!!
نمی دانم چه می خواهم بگویم
برای تو
عشق زیباست همچو رسیدن به دوست
غزل زندگی
تنهاترین پسر
ستاره باران
شب یلدا
آوای تنهایی
یاداشتهای از یک سقوط در...
با لذت زندگی کن...
نگاه منتظر بارانی
فریاد بی صدا
جادوی خیال
دلنوشته های یه مجنون الحسین
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
سرگذشت غمگین من (سایه لبخند تو)
ترک اغلان!!!
دل نوشته های بهاره
باورم كن ساقي عشق
جورواجور
شبنم سحر گاهی
آشپزی(دست پخت های غزل خانم)
تاپ ترین ها برای شما
خط خطي هاي شبانه
به نام تو ای مهربان ترین خدا(مهدیا)
عشق نافرجام
شکوفه نرگس
آغاز
راز اشک
مبادا روي لاله ها پا گذاريم
برای تو ای خدا
در جستجوی حقیقت (مبارزه با وهابیت)
ورود اقایان ممنوع(ضد پسر)
یه پوتین یه پلاک
سهمی از امتداد سنجاقک ها
برای چشم خاموشت
... بیابان را سراسر مه گرفته است
قلب سليم
چشمان سیاهت
ياس سفيد
ماهی گلی
کلبه صوفی
پسا غزا 1
كهكشان
حاج حمید
میثم کربلائی
دینا
شب نویسی
یاد ایّام(شنل قرمزی)
عاشقانه های من برای او
مهر فدک(سوال درباره بیمه)
خان حکمت
یا حسین فرماندهی از آن توست
اسلام آئین برادری
فريسكو(مهدا)
صبح قریب
سبز به رنگ خدا
کانون تصویر و مونتاژ هویا
صاحب لحظه هاي تنهايي
کهکشان(مهتاب)


لینک عمومی bia2shiraz.net
30metri.comi.ir
بزرگترین جامعه مجازی ایرانیان
اولین واکسی تلفنی در ایران
شهاب مرادی(هر سوالی داری بپرس)
موتور جست و جوگر ايراني
شهر الکترونیک
باشگاه اینترنتی جوانه پویا(انواع فیلم)
رویت آخرین صورت حساب تلفن همراه
ایران مانیا
آرشیو پیوندهای روزانه
نویسنده وبلاگ: فرشاد خروجی وبلاگ feed





Powered by WebGozar


www.irLearn.com